تلفیق علوم شناختی و هوش مصنوعی برای ارتقای هوش انسانی

تلفیق علوم شناختی و هوش مصنوعی برای ارتقای هوش انسانی

تلفیق علوم شناختی و هوش مصنوعی باعث می‌شود درک عمیقی از شناخت انسان (هوش انسانی) و ارتباطات ایجاد شود. علوم شناختی یکی از شاخه‌های میان‌رشته‌ایِ علوم تجربی است که از ترکیب رشته‌های گوناگونی ازجمله روان‌شناسی، عصب‌شناسی، فلسفه ذهن، انسان‌شناسی، زبان‌شناسی، علوم رایانه و هوش مصنوعی تشکیل شده است. درواقع هدف این علم بررسی و پژوهش در زمینه‌هایی مانند فعالیت‌های ذهنی، حافظه و یادگیری، ادراک و بازشناسی، استدلال و تفکر، زبان، برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و غیره است.
با پیشرفت‌هایی که در زمینه هوش مصنوعی و تولید سامانه‌های هوشمند حاصل شده، می‌توان بین شناخت طبیعی و شناخت مصنوعی پیوند برقرار کرد. برای مثال رایانه‌هایی وجود دارد که معلولان می‌توانند توسط امواج مغزی خود، آنها را کنترل کرده و مطالب موجود در ذهنشان را بدون استفاده از دست روی آن تایپ کنند.
   
رایانش شناختی دارای افق‌های گسترده‌ای است که ویژگی‌های مختلف شناخت را در بر می‌گیرد. علاوه بر این، علوم شناختی یک مطالعه میان‌رشته‌ای و علمی از استدلال، احساسات، زبان، ادراک، توجه و حافظه انسان است. بااین‌حال، هوش مصنوعی (AI) برای کشف طراحی رایانه‌ها و نرم‌افزارهایی است که مناسب رفتار هوشمند باشد. تلفیق علوم شناختی و هوش مصنوعی درک عمیقی از شناخت انسان (هوش انسانی) و ارتباطات را ارائه می‌دهد. همچنین توانایی‌های تخیلی و فنی این دانش، در راه‌حل‌ها و کاربردهای هوش مصنوعی در روانشناسی مهندسی، به کار می‌رود.
امروز ما شاهد به‌کارگیری چارچوب‌های اتوماتیک کنترل‌شده توسط انسان مانند سیستم مدیریت پرواز (FMS) برای خلبانان هستیم، و ما به سمت تعداد فزاینده‌‌ای از سیستم‌های خودمختار و خودران پیش می‌رویم که آنها را «خود- سازمان‌یافته» می‌نامیم. از راهبرد تا استقلال، با توجه به این پیش‌فرض که افراد کاملاً قابل پیش‌بینی یا قابل‌اعتماد نیستند، این اندیشه به‌طور مداوم به‌دنبال کاهش فعالیت‌های انسانی بوده است.
   
بااین‌حال، در سطح ارائه‌دهندگان اینترنت، مداخله انسان همچنان در موتورهای جستجو و به‌ویژه در ایمیل بسیار مهم است. با توجه به عقیده هزینه شناختی، همان‌طور که تمایل مغز برای کاهش مصرف انرژی آن است، حالت ایده‌آل این است که همه نوآوری‌های تکنولوژیک این هزینه شناختی را به‌عنوان‌مثال با پیشبرد دسترسی به داده‌ها‌، منحصر کنند.
قطعاً از تنوع هوش مصنوعی در فعالیت‌های عادی خود شگفت‌زده می‌شوید. وقتی اپلیکیشن Google Maps را باز می‌کنید تا وضعیت ترافیک را بررسی کنید، برنامه به داده‌های موقعیت مکانی بستگی دارد و با توجه به آن حرکت ترافیک را تجزیه‌وتحلیل می‌کند. این هوش مصنوعی مفید یا هوش مصنوعی تقویت‌شده است که شما را به سمت یک مسیر سوق می‌دهد یا نیازهای شما از طریق دستیار صوتی الکسا و سیری سرپرستی می‌کند. و یا هنگامی‌که شما در فیس‌بوک عکس بارگذاری می‌کنید، هوش مصنوعی چهره‌ها و درخواست‌هایی را که تگ (tag) می‌کنید متمایز کرده و تشخیص می‌دهد.
   
در یک منظر بزرگ‌تر، وسایل نقلیه خودران، هواپیماهای بدون سرنشین، فعالیت‌های خودکار شده، تجهیزات پزشکی خودکار، روبات‌ها و دیگر موارد مشابه باورنکردنی‌ای از هوش مصنوعی هستند. علوم شناختی بر این عقیده پایه‌گذاری شد که «محاسبات» آن زبان مشترک خواهد بود.
این دو زمینه آخرین‌‌ رشته‌هایی نیستند که این شرط فکری را رقم می‌زنند. در علوم فعلی، نشانه‌هایی از ظهور همین تفکر وجود دارد. مدل‌های معادلات دیفرانسیل مرسوم با مدل‌های محاسباتی پیوند می‌خورند که به‌طور فزاینده‌ای اهمیت و اعتبار آثار در شبکه‌های تنظیم‌کننده ژن و فرآیندهای ژنتیک را ارائه می‌دهند.
ازآنجاکه هوش مصنوعی خود را در حرفه‌ها و جنبه‌های مختلفی جای داده است، استفاده از علوم شناختی بسیار مهم است. برای سودآوری هر صنعت، آنها باید درک کنند که چه چیزی برای مغز انسان کار می‌کند و ازآنجاکه هوش مصنوعی در این مشاغل به‌کار می‌رود، باید طبق یک سری استانداردها عمل کند.
   
در ادامه به ذکر نمونه‌هایی می‌پردازیم که نشان می‌دهد چرا علوم شناختی برای هوش مصنوعی مهم است.
مطالعه مغز تقریباً برای هر شرکتی به‌ویژه آن‌هایی که در حوزه آموزش، روانشناسی و تحقیقات فعال هستند، یک دارایی مهم محسوب می‌شود. شرکت‌های آموزشی برای آموزش بهتر از نوآوری استقبال می‌کنند و اگر هوش مصنوعی بتواند ضروریات دانش‌آموزان را بهتر درک کند،‌ حتماً از آن استفاده می‌کنند.
همچنین دستگاه‌ها و ابزارهای پزشکی و مهندسی باید برای بررسی سازگاری مغز انسان بهتر تجهیز شوند. به‌عنوان‌مثال، اتومبیل‌های خودران باید به شکلی ساخته شوند که مردم بتوانند نحوه عملکرد آنها را ببینند.
منابع انسانی نیز می‌توانند از علوم شناختی برای بهبود سطح کارایی در افراد و توسعه آنها به بهترین ظرفیت نهفته‌شان، استفاده کنند. هر زمینه‌ای که در تعامل با مردم باشد، باید درک درستی از روندهای روحی و عاطفی در انسان داشته باشد.
کارشناسان بانکی که خدمات مالی خودکار ارائه می‌دهند نیز، نیاز به درک فوق‌العاده‌ای از ذهن انسان و چگونگی به‌کارگیری آنها دارند. دستگاه‌های مجهز به هوش مصنوعی که توسط آنها ارائه‌شده، باید برای استفاده افراد ساده و آسان باشد. در حوزه شبکه‌های اجتماعی نیز تمایلات کاربران مانند تجارب خرید شخصی و تشخیص چهره باید مورد توجه قرار گیرد.
در مجموع ورود فناوری هوش مصنوعی به زندگی، تحولات زیادی را رقم زده و با پیشرفت و توسعه آن، مرز این تحولات گسترده‌تر نیز خواهد شد. در این میان علوم و تکنولوژی‌های شناختی، دانش لازم برای توسعه این حوزه را در اختیار دانشمندان و کارشناسان قرار می‌دهد.
منبع: tnews